به‌روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۷
کد خبر: ۵۸۰۰۸
|
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۴
 
سواد رسانه‌ای رویکردی مربوط به قرن بیست‌ویکم است که چارچوبی را برای رسیدن به چهار مقصود دسترسی، ارزیابی، مشارکت و خلق پیام‌هایی که در قالب¬های مختلف چاپی، پخشی و برخط ارایه می‌شوند، آموزش می دهد.


سواد رسانه‌ای در زمره مفاهیمی است که در دهه‌های اخیر به محافل علمی کشور راه یافته است. استفاده از این مفاهیم در آموزش شهروندان از سال‌ها قبل در برخی از کشورهای پیشرفته متداول شده، اما کشور ما برای بهره بردن از راهکارهایی که چنین مفاهیمی در اختیار سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان قرار می‌دهد هنوز با چالش‌هایی روبه‌رو است
اگر بخواهیم توضیحی کلی درباره سواد رسانه‌ای و چیستی آن دهیم باید رجوع کنیم به کتاب «برای درک رسانه‌ها؛ گسترش ابعاد وجودی انسان» که مارشال مک‌لوهان آن را برای اولین بار در سال 1965مطرح می کند. در این کتاب برای اولین بار اصطلاح Media Literacy مطرح شده و ضرورتش برای دهکده جهانی تبیین می¬شود. در این کتاب مک‌لوهان می‌گوید که زمانی که وارد دهکده جهانی شویم انسان‌ها باید به ابزاری به نام «سواد رسانه‌ای» مجهز شوند تا بتوانند بهتر و مفیدتر به زندگی خود ا دامه دهند. بعدها اندیشمند معاصری به نام جیمز پاتر تعریفی کامل و کلی‌تر از سواد رسانه‌ای ارایه می-دهد. او می‌گوید مجموعه چشم‌اندازهایی که به طور فعالانه هنگام قرار گرفتن ما در معرض رسانه باعث می¬شوند تا معنای پیام‌ها را درک کنیم سواد رسانه‌ای نامیده می شوند و برای سواد رسانه‌ای چهار بعد مختلف قایل است که آنها را به این شکل نام‌گذاری می‌کند: شناختی یا ادراکی، احساسی، زیبایی‌شناختی و اخلاقی

تعاریف جدیدترسواد رسانه ایی


تعریفی که توسط پاتر ارایه شده، در مرکز سواد رسانه‌ای دانشگاه تورنتو کامل‌تر شده و در وب‌سایت مرکز آموزش سواد رسانه‌ای (CML) ، به این شکل آمده که سواد رسانه‌ای رویکردی مربوط به قرن بیست‌ویکم است که چارچوبی را برای رسیدن به چهار مقصود دسترسی، ارزیابی، مشارکت و خلق پیام‌هایی که در قالب¬های مختلف چاپی، پخشی و برخط ارایه می‌شوند، آموزش می دهد. این چارچوب ها به شناخت، استفاده و تحلیل نقش رسانه‌ها و مهارت‌های اساسی برای مردمی که در جست‌وجوی مردم‌سالاری هستند کمک می¬کند. این مرکز، هدف نهایی سواد رسانه‌ای را پرورش مردمی که برای رسیدن به مردم‌سالاری تلاش می‌کنند، تلقی می‌کند .
مشابه این تعریف را مانوئل کاستلز در کتابش Communication Power ، که در سال 2009 منتشر شده، مطرح کرده است. او در این کتاب عنوان می¬کند که ما دیگر با پدیده¬ای به نام mass-communication صرفاً مواجه نیستیم؛ بلکه حوزه¬ای جدید به وجود آمده است که در آن مخاطب خود مولد، هدایت‌کننده و حتی مدیر پیام در رسانه¬های جمعی است. تعبیری که کاستلز ارایه می دهد mass-self Communication یا «ارتباط جمعی خودانگیز» است. این اصطلاح به این معناست که «خود» انسان درگیر ارتباطات جمعی می‌شود. این درگیری در سه مسیر جریان پیدا می کند؛ یکی تولید محتوا، دیگری مدیریت و توزیع این محتوا و سومین مرحله هم خودگزین کردن آن است.  با توجه به این سه مسیر متوجه می‌شویم که مخاطب امروزی برای استفاده از رسانه‌ها نیاز به یک ابزار دارد، این ابزار، سواد رسانه‌ای است و این مسوولان رسانه‌ای هستند که باید این سواد رسانه‌ای را به عنوان ابزار در دست مردم قرار دهند .

پیشگامان سواد رسانه ای جهان


- می‌توان از پیشگامان این عرصه کانادا را نام برد. کانادایی‌ها از دهه 1970 با استفاده از تعریف مک‌لوهان، آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان را از مدارس خود آغاز کردند و سعی داشتند تا این پروسه را در همان سنین ابتدایی در کوکان نهادینه کنند. خود این امر نشان از اهمیت پرداختن به سواد رسانه‌ای از دوران کودکی دارد، چرا که این کودک اگر به این ابزار مجهز شود بعدها تبدیل به شهروندی آگاه می‌شود. بعدها ژاپن هم یکی از پیشگامان این عرصه شد

سواد رسانه‌ای را در کشورهای توسعه‌یافته و کشورهای جهان سوم


ریشه اختلافی که بین کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه در این زمینه وجود دارد برمی-گردد به اینکه از همان ابتدا در آموزش‌های سنتی هم، کشورهای در حال توسعه فاصله زیادی با کشورهای توسعه‌یافته داشتند چه برسد به اختلاف آموزشی در زمان فعلی. مثلاً ما در ایران در زمان تاسیس دارالفنون برای سوادآموزی بر روی دانشجویان تمرکز کردیم و ساختار دانشگاهی را برای آموزش سواد انتخاب کردیم. ژاپن که کشوری پیشگام در عرصه سواد رسانه‌ای است از همان ابتدا بر روی دانش‌آموزان در مقطع تحصیلی ابتدایی سرمایه‌گذاری کرد. کشور ما در اواخر دوره رضا شاه افرادی هم‌چون دکتر یاسمی و یا پروفسور حسابی را مامور تالیف کتاب‌های درسی برای دانش‌آموزان کرد. این ابتدای آموزش سواد در کشورهای خاورمیانه مثل ایران بود که با تاخر زمانی زیاد انجام شد .
برای توضیح وضعیت سواد رسانه‌ای در کشورهای توسعه‌یافته می‌توان باز هم کشور کانادا را مثال زد. کانادا شهر تورنتو را دارد که اولین شهر سواد رسانه‌ای در جهان است و به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای پیشرو مثل ایالات متحده یا ژاپن محسوب می¬شود. در خود تورنتو هم سال‌های 1973 تا 1987 را می‌توان به عنوان دوره طلایی آموزش سواد رسانه‌ای و شکوفایی این مفهوم در نظر گرفت. در آن سال‌ها انجمن سواد رسانه‌ای و دانشگاه تورنتو، سه دوره آموزشی برای بالا بردن سواد رسانه‌ای دبیران و هم‌چنین برای حفظ فرهنگ کانادایی در مقابل هجوم فرهنگی کشورهایی مثل آمریکا تدوین کردند؛ این برنامه در ابتدا با معرفی تولیدات رسانه‌ای شروع می¬شد و در کنار آن هم جلسات نقد برگزار شده و در ادامه بررسی محتوای این تولیدات برای دبیران انجام می‌شد و در نهایت این برنامه‌ها به تدوین برنامه درسی برای دانش‌آموزان منجر شد. با این هدف که در نهایت با مکانیزم‌هایی که در اختیارشان قرار داده می-شود خودشان تولید رسانه‌ای کنند. این در حالی است که در کشورهای جهان سوم مثال این موارد را در رشته¬های روزنامه‌نگاری و روابط عمومی داریم که تازه به شکل رشته دانشگاهی تدوین شده است و البته حضور مشارکت‌جویانه‌ای که در دوره‌های دانشگاهی از دانشجویان روزنامه‌نگاری طلب می‌شود، در دوره‌ی کمتر برای دانش‌آموزان ما به منصه‌ی ظهور می‌رسد. توجه به همین تفاوت کافیست تا متوجه شویم چه فاصله زیادی بین ما و کشورهای پیشرفته وجود دارد

کارکرد سواد رسانه ای بر فرهنگ جامعه

- مهم این است که در یک جامعه مردم علایق و تمایلات خود را بشناسند و از راه صحیحش آن را برآورده سازند. سواد رسانه‌ای ابزاری است که مردم از طریق آن می‌توانند این عمل را بهتر انجام دهند. در واقع سواد رسانه‌ای عاملی است برای اینکه مردم با انواع مصرف فرهنگی آشنا شوند. مردم از طریق رسانه‌های مختلف می‌توانند ببینند مثلاً کدام فیلم سینمایی کیفیت بالاتری دارد یا کدام گالری الان مورد تایید منتقدان است و .... قطعاً برای اینکه افراد جامعه بتوانند استفاده بهینه‌ای از برنامه‌های فرهنگی داشته باشند، باید سواد رسانه‌ای آنها تقویت شود .
در واقع کارکرد سواد رسانه‌ای در این زمینه، آن است که به مثابه‌ی ابزاری برای اکتشاف و انتشار اطلاعات در زمینه‌های مختلف فرهنگی می‌توان از آن استفاده کرد. علاوه بر این افراد می‌توانند اطلاعات به دست آمده از جست‌وجو را با استفاده از سواد رسانه‌ای در معرض ارزیابی، تفسیر،تحلیل، نقد و داوری یکدیگر قرار دهند تا در نهایت، زمینه‌ی مورد علاقه خود را انتخاب کنند .
از طرف دیگر چون کارکردهای رسانه با کارکردهای سواد رسانه‌ای چندان تفاوتی ندارد پس همان کارکردهای پنج‌گانه‌ای که برای رسانه متصوریم، یعنی؛ نظارت، هم‌بستگی، انتقال، سرگرمی و بسیج اجتماعی را می¬توان به عنوان کارکردهای سواد رسانه‌ای نیز «به طور عام» در نظر گرفت

سواد رسانه‌ای ایرانیان را در شبکه‌های اجتماعی مجازی
بحث شبکه‌های اجتماعی مجازی در ایران از یک دهه قبل با شبکه‌ی اورکات بر سر زبان‌ها افتاد؛ اما سرنوشت این شبکه نیز هم‌چون برخی از مصادیق متاخر خارجی‌اش، در کشور ما با فیلترینگ یا انسداد همراه شد؛ جای انکار نیست. می‌توانیم بگوییم «استفاده از رسانه‌های اینترنت پایه (internet based media) در ایران، با بحث فیلترینگ هم‌نشین شده است. به هرحال فیلترینگ در همه‌جای دنیا وجود دارد ولی مناقشه بر سر به کارگیری نادرست آن در جایی است که مانعی برای رسیدن به پیام‌های مفید تلقی شود؛ به همین خاطر، شیوه‌ی تعامل کاربران با مقوله‌ی فیلترینگ، فارغ از محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی مجازی به آن دست می‌یابند یا در آنجا به اشتراک می‌گذارند، عاملی برای رسیدن به سواد رسانه‌ای است. مشاهدهای من نشان می‌دهد که کاربران عموماً به جای پذیرفتن فیلترینگ، تلاش می¬کنند تا راهی برای عبور از آن بیابند و به این اعتبار، حتی دانش و مهارتی را که در این کار کسب می‌کنند، می‌تواند سواد رسانه‌ای محسوب شود. مهمتر از آن، سیاست فعلی در قبال فیلترینگ برخی از شبکه‌های اجتماعی مجازی در کشور نیز، نشانگر ضعف در سواد رسانه‌ای است .
از طرف دیگر، مخاطب سنتی، در فضای مجازی به عنوان کاربر با کسانی در تماس است که خودشان کاربر رسانه‌اند و متناسب با مقتضیات فضای اینترنت می¬توانند رابطه نزدیک با تولید کننده‌ی پیام برقرار سازند، و به تعبیر کاستلز خود تولیدکنندگی، قطعاً خودگردانی، و خودگزینی پیام را به دنبال می‌آورد... او در این شبکه‌های اجتماعی مجازی از هر حوزه‌ای که خواهان آن است اطلاع می‌یابد و هرچیزی را که به آن علاقه‌مند باشد، با دیگران به اشتراک می‌گذارد و این ازجمله‌ی همان خصوصیات همگرایی و هم‌افزایی دانش بود که در عرایضم به آن اشاره کردم. پس آنچه امروزه در این شبکه‌ها فراهم آمده، می‌تواند عاملی برای تقویت سواد رسانه‌ای شود. پس وقتی این شبکه‌ها فضایی را به وجود آورده‌اند که باعث تقویت سواد رسانه‌ای می‌شوند، کاربر ایرانی نیز در حال افزایش سواد رسانه‌ای خود در فضای مجازی است. البته به این شرط که انتخاب‌های درستی برای بالا بردن سواد رسانه‌ای انجام دهد .


حسین سعده : تحلیل گر و نویسنده

نام :
ایمیل :
نظر :
عکس
چند رسانه ای
پربحث ترین عناوین