به‌روز شده در: ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۴
کد خبر: ۵۹۷۳۵
|
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۹
محمد مالي
از اتاق "سرهنگ" كه بيرون زدم با صداي احترام نظاميِ "سرباز"، متوجه ويتريني از انواع و اقسام "مين ها" شدم. سرهنگ، برق چشمانم را ديد و با اشتياق شروع به توضيح دادن درباره هر كدام از مين ها كرد. اين يكي "ضدّ تانك" است. اين "مين فوگاز" است كه پس از انفجار، تكه هايش در جهت هاي مشخص پرتاب مي شود. از ميان توضيحات سرهنگ، "دردناك تر" مين جهنده ضدّ نفر بود كه خرجِ آن، بدنه مين را به هوا پرتاب كرده و تكه هاي مين به سينه و قلب نفر مي نشيند و مرموزتر، مين تاخيري بود كه نيروهاي در حال عقب نشيني يا تعقيب كننده را هدف قرار مي دهد. 

توضيحات سرهنگ به اتمام رسيده بود، من از پادگان به "شهر" آمده بودم، چند روز از آن ديدار گذشته اما همچنان به مين ها مي انديشم.

بر اين باورم كه زيستن در جامعه خوزستاني با نقاط بحراني متعددي كه دارد بي شباهت به حركت در ميدان مين نيست. مين هايي كه فرارويت كارگذاري شده اند و هر لحظه و آني اين گمانه وجود دارد كه در معرض شكار مين ها باشي.

مين هايي كه به عنوان يك سخت افزار در تاكتيك نظامي، دو ويژگي خاص دارند؛ اول آن كه بين نيروي نظامي و غير نظامي تفاوتي  نمي گذارند و دوم اين كه پس از پايان درگيري همچنان خطرناك و آسيب رسان باقي مي مانند. حالا تو مي ماني كه "رويايي داري" براي خوزستانِ سرافراز و اهوازِ عزيزتر از جانت، و ميداني مين گذاري شده و راهي كه بايد رفت.
نام :
ایمیل :
نظر :